به گزارش پابگاه خبری سهیل سنقر؛ شاعران شهرستان سنقروکلیایی در پی شهادت رهبر انقلاب، با سرودن اشعار حماسی و عرفانی، عمق اندوه و ارادت خود را به ایشان ابراز کردند؛ این شاعران با قلمهای شیوا و کلمات تأثیرگذار، بر جایگاه رفیع ایشان در تاریخ انقلاب اسلامی تأکید نموده و با زبان شعر، به تبیین ابعاد شخصیتی و میراث گرانبهای رهبری پرداختند که این اشعار در محافل ادبی منطقه با استقبال و تأثیرگذاری ویژهای مواجه شد
شاعر: بهمن فدایی
دریاکه باور از نفس دریا، نبینیم موج و طوفان را
که تسکین میدهد دردی چنین، غمهای دوران را
عزیزی رفت، او آینده را گویی، رقم میزد
زمین دارد بغل گیرد، یکی در اوج عرفان را
چمن با او رخی زیبا، ولی پاییز و نامردی
بههم زد فروردین، با تاج گل ،رویای باران را
کسی چل سال خواب از دشمنان آشفته، تنها او
نباید بعد او دریا بخوابد، خواب، طوفان را
چه میشد باز برخیزد، نهیبی، خطبهای آری
بخواند روضهی زهرا و یا تفسیر قرآن را
خبر پیچید در عالم، علیواری به خون رنگین
خبر کی میبرد؟مشرق، هراتش یا خراسان را
حکیمی شور و عرفان، شعر و ایمان را به محفلها
که شیرین بعدشان ، آرایههای سرخ ایمان را
شهادت کو به کو در پی، و او هم آرزو این تا
شدند مهمان خوبان، بر سرش تاج شهیدان را
پس از او باز ننشینیم، چنان تو سرو میمانیم
نشستن ننگمان بادا، نه ما بل خیل یاران را
نباید پایگاهی پا و یا مزدور برگردد
همین هشدار را میداد، او خیل دلیران را
منافقها به دار آری، که زخم از پشت نامردان
که با شمشیر عریان می.زدند، یاران سلمان را
نهیبی زن خطیبا، خندهای، داریم، میمیریم
ببین داغت بههم زد عیش سوریها و لبنان را
عراق از داغتان گویی عزادار است، میگرید
جهان دیگر نمیبیند،چنان او مَرد دوران را
به ظاهر خوابشان راحت، ولی آن خواب را بر هم
به دوش ار چفیه آویزیم و سَر بند از حسین جان را
شاعر: اقبال بنی عامریان (شاهدسنقری)
دل شعلهور شد گر چه از داغی جگر سوز
ای بغض مانده در گلو ، جانم بیفروز
این داغ ، داغی ماندگار است و غم افزا
خون میچکد از چشمها زین داغ امروز
ما عهد خون بستیم با خیل شهیدان
جان بر کفیم و سینه چاک و با رشادت
پیمان ما ، پیمان خون پایان ندارد
در صحنه میمانیم حتی تا شهادت
امروز بیش از هر زمان شور ولایت
در سینه ایرانیان چون موج ، بر پاست
جایی برای دشمنان در خاک ما نیست
تا شور عاشورائیان در سینه ماست
هرگز نمیخشکیم سبزیم و سرافراز
تا ریشه در عمق دل این خاک داریم
در صحنههای عشق و ایمان ماندگاریم
هر چند اگر آئینهای صد چاک داریم
ایران بمان ای سرزمین شیعه پرور
ایران کنام شیرمردان دلاور
ای جلوهگاه هشتمین نور ولایت
ای خاک سرخ از لالهیِ در خون شناور
ایران بمان ، تو ماندگاری و سرافراز
جانم فدایت ای سرایِ زندگی ساز
هر گز نبینم خستهای و زخم بر تن
ای بر شکوه جاودان ، آئینه پرداز
ایران بمان سبز و بهاری و شکوفا
هرگز مبادا زخم بر جانت نشیند
جان را فدا سازیم تا آنکه مبادا
هر جغد ویرانگر در ایوانت نشیند
این پرچم سبز و سپید و سرخ زیبا
دارد نشان از عِزّ و استقلال ایران
با انسجام و وحدت و همسویی ما
گردد مصفا و بهاری حال ایران
از ما به آمریکا و صهیونها بگویید
پرورده دامان مردان غیوریم
ما ریشه در این خاک پر آوازه داریم
حتی میان خون و آتش هم صبوریم
از ما بگویید این پیام آتشین را
سر میدهیم و جان خود در راه قرآن
با چنگ و دندان حافظ این سرزمینیم
هر کس طمع ورزد بر آن ، گردد پشیمان
از جنگ ترکیبی مترسانید ما را
ما جلوهها از عشق در آئینه داریم
ما وارث خونهای پاک انقلابیم
ما شور عاشورائیان در سینه داریم
شاعر: مریم مهرانپور
رفتی و آسمان جهان بی ستاره شد
دلهای مؤمنان خدا، پر شراره شد
داغی نشسته بر تنِ کشور ز رفتنت
اندوه وبغض، سهم گلوها دوباره شد
انتهای خبر/

